تبليغاتX
هفت گردون
از شیر مرغ تا جان آدمیزاد

سلام

سال نو مبارک...

ببخشید که تو این ۵ ماه و اندی سری نزدم و ....

راستش مطلب امروز یک شعر از " مهدی اخوان ثالث" هست

که لینکی است به حال و هوای خودم در این روزها

انشاءالله حال و روز شما نباشه...

عيد آمد و ما خانه خود را نتكانديم
گردي نسترديم و غباري نفشانديم

ديديم كه در كسوت بخت آمده نوروز
از بيدلي او را ز در خانه برانديم

هر جا گذري غلغله شادي و شورست
ما آتش اندوه به آبي ننشانديم

آفاق پر از پيك و پيام است، ولي ما
پيكي ندوانديم و پيامي نرسانديم

احباب كهن را نه يكي نامه بداديم
و اصحاب جوان را نه يكي بوسه ستانديم

من دانم و غمگين دلت، اي خسته كبوتر
سالي سپري گشت و تو را ما نپرانديم

صد قافله رفتند و به مقصود رسيدند
ما اين خرك لنگ ز جويي نجهانديم

ماننده
ي افسونزدگان، ره به حقيقت
بستيم، و جز افسانه
ي بيهوده نخوانديم

از نُه خم گردون بگذشتند حريفان
مسكين من و دل در خم اين زاويه مانديم

طوفان بتكاند مگر "اميد" كه صدبار
عيد آمد و ما خانه خود را نتكانديم

    

نوشته شده توسط مجید نیک نفس در ساعت 10:7 | لینک  |